ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )

61

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )

ديگران ، به پيكار قهرمانانه برخيزند . در افق بينش و آگاهى و تجليگاه خرد و فروزشگاه فكر و خيزشگاه وجدان و فطرت آنان ، نور اميد و روشنايى هدايت تجلّى كرد و در نتيجه ، با آبى صاف و آبشارى زلال و ريزان ، كدورت‌ها و زنگارهاى درونشان را شستشو داده و پاك و پاكيزه ساختند و از اين كه خويشتن را به گروه زورمداران و گمراهان زنند و به خيل راه گم‌كردگان وارد سازند ، منصرف شدند و برترى يافتند . آنان به پيكار با دشمن حق و عدالت ، در خود شور و شوق بسيار ديدند و در راه خدا به درياى سختىها و مشكلات فرو رفتند . ( 1 ) راستى كه اين نعمت گران هدايت و راهيابى به سوى حق و خودسازى و آراستگى به ارزش‌ها و پيراستگى از گناهان ، چه شادى و شادمانى وصف ناپذيرى به ياران خدا ارزانى داشت ! و چه مايهء روشنى چشمى بر ديدگانشان افكند و ديدگانشان را فروغ بخشيد كه با لب‌هايى تشنه براى نوشيدن باران سعادت و جام نيك بختى ، و جان‌هايى شيفته و در شور و شوق شهادت در راه خدا ، به رويارويى با دشمن حق و فضيلت شتافتند ! و در همان حال به امضاى آن داد و ستد پر سودى كه به هنگام جداسازى جايزه‌ها و پرداخت پاداش‌ها و سودها و حسابرسى كارها در روز رستاخيز ، از آن آنان و روزى آنان خواهد گرديد ، شاد و شادمان بودند . آنان مىدانستند و بر اين باور بودند كه هرگز به مقام والايى كه بايد ، نخواهند اوج گرفت ، مگر اين كه جامهء اين زندگى زودگذر و فناپذير را از تن بيرون آورده و جامهء مرگ پرافتخار و مبارزه روشنگرانه و شهادت خالصانه و عاشقانهء در راه خدا و در جهت آزادى توده‌هاى در بند خودكامگان و انحصارگران قدرت و هستى مردم را بر تن كنند . از اين رو آن شايسته كرداران پر شهامت و سرفراز در رويارويى با دشمن خيره سر و پيكار دليرانه و درگيرى سخت و خونبار با او ، اين گونه و در اين جلوه و چهرهء بىنظير آن ، جان را نثار كردند . و راستى كه در اين مقام پرفراز و در اين پيمان گرانسنگ و و الا ، عاشوراييان و قهرمانان آزاديخواه و حق طلب و استبداد ستيز نينوا و ياران فداكار حسين عليه السّلام در تن سپردن به مرگ و فداكارى در راه حق و شكيبايى بر تيزى نوك نيزه‌ها و لبهء برنده و قيافه هراس‌انگيز شمشيرها از يك ديگر پيشى گرفتند و